السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

280

جواهر البلاغة ( فارسى )

محمود فى المدرسة . و مسند را براى رعايت اختصار ، ظرف مىآوريم . مانند : « خليل عندك » و جار و مجرور مىآوريم . مثل : « محمود فى المدرسة » در مثال اول « عندك » ظرف و مسند است و در مثال دوم ، « فى المدرسه » مسند و جار و مجرور است . تمرين بيّن أسباب التقديم و التأخير فيما يأتى : انگيزه‌هاى تقديم و تأخير را در مثالهاى آينده ذكر كن . 1 - ما كلّ ما فوق البسيطة كافيا * فإذا قنعت فبعض شىء كافى آنچه بر روى كره خاكى است تو را بس نيست و زمانى كه قانع گشتى اندك چيزى تو را بسنده است . در اين شعر ، حرف نفى ( ما ) بر ( كل ) كه لفظ عموم است مقدم شده تا بر كلى بودن و عموميت نفى دلالت كند و معنى آن ، اين چنين است : اگر آزمند باشى هرچه در روى زمين است براى تو كافى نيست . 2 - و ما أنا وحدى قلت ذا الشعر كلّه * و لكن شعرى فيه من نفسه شعر « 1 » و من تنها همهء اين شعر را نسروده‌ام لكن شعر من ، از درونش شعر ، زاييده مىشود . در اين شعر ، مسند ، فعل است و مسند اليه ، بين فعل و حرف نفى قرار گرفته است « ما انأ قلت » از اين‌رو دلالت بر تخصيص مىكند . 3 - إذا شئت يوما أن تسود عشيرة * فبالحلم سدلا بالتّسرع و الشّتم اگر خواستى روزى بر عشيره‌اى سرورى كنى با بردبارى سرورى كن نه با بىشكيبى و دشنام دادن . در اين شعر ، جار و مجرور ، يعنى : « بالحلم » مقدم شده است تا دلالت بر تخصيص كند . بدين شكل كه : تو تنها با حلم و بردبارى سرورى مىيابى نه با غير حلم . به طور كلى هرچيز كه رتبه و منزلت آن ، مؤخر شدن باشد ولى مقدم گردد ، افادهء تخصيص مىكند . 4 - ثلاثة تشرق الدّنيا ببهجتها * شمس الضّحى و أبو اسحاق و القمر « 2 »

--> ( 1 ) . اين شعر از متنبّى است نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء عبد الرحمن برقوتى ، ج 1 ، ص 360 . ( 2 ) . اين شعر ، از محمد بن وهيب حميرى است . ابو اسحاق كنيهء معتصم عباسى است .